X
تبلیغات
گــــــــروه دو - آشنایی با برنامه تعلیم و تربیت دینی دوره ابتدایی

گــــــــروه دو

گروه های آموزشی ناحيه دو زنجان

آشنایی با برنامه تعلیم و تربیت دینی دوره ابتدایی

آشنایی با برنامه تعلیم و تربیت دینی دوره ابتدایی(هدیه های آسمان)

                                                                  کارشناسی تکنولوژی و گروه های آموزشی ناحیه 2 زنجان

اصول حاکم بر برنامه ی تعلیم و تربیت دینی (دوره ی ابتدایی)

1- توجه به توانائیها و محدودیت های رشد شناختی  و رشد تفکر دینی کودکان دبستانی

2- تلاش برای مرتبط کردن آموزش های دینی دانش آموزان با زندگی روزمره ی  آن ها.

3- تلاش برای فراهم کردن زمینه های مناسب، به منظور استنباط و نتیجه گیری خود دانش آموزان از مطالب و موضوعات و پرهیز از انباشته کردن ذهن آن ها از مفاهیم و اطلاعات دینی

4- تلاش برای ایجاد امید، شادی و نشاط به هنگام  ارائه آموزش های دینی و پرهیز از ایجاد اضطراب و صدمات روحی و روانی در دانش آموزان.

5- ترسیم چهره ای واقعی، صمیمی و قابل تحقق از شخصیت، رفتار و زندگی پیامبر اسلام و معصومین(ع)

6- تلاش برای پرورش حس زیبایی شناسی دانش آموزان و بهره گیری از هنرهای جذاب برای دانش آموزان این دوره.

7- استفاده از بیان غیرمستقیم، درآموزش مفاهیم. (به ویژه مفاهیم اخلاقی)

8- پرهیز از بیان نکاتی که طرح آن ها به دلیل رشد ناکافی، دانش آموزان ، موجب برداشت ناصحیح می شود.

جایگاه و نقش عوامل و عناصر فرایند یادگیری در برنامه ی تعلیم و تربیت دینی.

* نقش دانش آموز:

1- یادگیری از طریق همیاری و مشارکت فعال دانش آموز

2- یاری رساندن به معلم در غنی سازی فرایند یادگیری

* نقش آموزگار:

1- معلم الگوی رفتار است.

2- معلم فعال و کارآمد است.

3- معلم شخصیت اجتماعی دانش آموزان را شکل می دهد.

4- معلم مشوق دانش آموزان است.

5- معلم راهنما و همراه بچه ها است.

6- معلم با محیط زندگی و والدین بچه ها مرتبط است.

* نقش والدین:

1-والدین برای ایجاد شرایط مناسب برای یادگیری کودکان تلاش می کنند.

2- والدین برای خلق موقعیت های مناسب برای جست و جو و تجربه کردن کودکان تلاش می کنند.

3- والدین در کودکان ایجاد شوق و انگیزه می کنند.

4- والدین با معلم ارتباط مؤثر برقرار می کنند.

نقش محتوا:

- محتوا چیست

- شکل های ارائه محتوا

- نقش محتوا در برنامه های سنتی و جدید

- نقش محتوا در برنامه جدید تعلیم و تربیت دینی

* نقش فعالیت های یاددهی – یادگیری

* نقش محیط (غیر انسانی)

* نقش ارزشیابی

جایگاه و نقش های عوامل و عناصر فرایند یادگیری در برنامه ی جدید تعلیم و تربیت دینی.

1- یادگیری از طریق همیاری و مشارکت فعال دانش آموزان

- مطابق نقشی که برنامه جدید تعلیم و تربیت دینی برای دانش آموزان قایل است. دانش آموز باید فعال بوده و در مسیر یادگیری مشارکت کند.

بدین ترتیب بچه ها، مطلبی را طوطی وار حفظ نمی کنند بلکه پیامها و مفاهیم مندرج در هر درس باید از طریق فعالیت دانش آموزان و تجربه و استنباط خود آن ها دریافت شود. آن ها در مواقع مقتضی، به عنوان عضو گروه یادگیری به فعالیت و مشارکت دانش آموزان در آموختن خود و دیگران می پردازند.

 2- یاری رساندن به معلم در غنی سازی فرایند یادگیری

- تجارب، اطلاعات و آموخته های قبلی دانش آموزان می تواند محتوای آموزشی را غنی تر ساخته و معلم را برای بازنگری، تنظیم مجدد و غنی سازی آن مجهز کند.

نقش آموزگار:

1- معلم الگوی رفتار است

به یقین پس از پدر و مادر، باید مهم ترین عامل را در مدرسه و در شخصیت معلم بجوییم، بویژه  در محدوده ی  سنی دوره ی ابتدایی که الگوپذیر دانش آموزان از یک سو و نقش الگویی معلم از سوی دیگر این عامل را قوت می بخشد بنابراین مهمترین معلم دینی، ایفای نقش تربیتی وی به عنوان یک الگوست.

2- معلم فعال و کارآمد است.

کتاب ماده ی اولیه کار معلم است. اما اوست که محتوای این کتاب را با تدبیر خود همچون پارچه ای بُرش می دهد و آن را با قامت دانش آموز، به هیات لباسی مناسب در می آورد.

3- معلم شخصیت اجتماعی دانش آموزان را شکل می دهد.

معلم آگاه برای ایجاد فضایی مناسب برای یادگیری ویژگی هایی را از خود بروز می دهد که دانش آموزان فعالیت اورا به عنوان سرمشق قرار می دهند، از جمله این ویژگیها: حالت شاد، رفتار دوستانه، بلوغ عاطفی، صداقت، توجه دلسوزانه و آمیخته با محبت، توجه به نیازها و احساسات و عواطف بچه ها و علاقمندی به اجتماعی شدن آنهاست.

4- معلم مشوق دانش آموزان است.

معلم با ترتیب دادن فعالیت هایی متناسب با اهداف آموزش دینی، شاگردان را تشویق می کند که با پشتکار فعالیت کنند و به یکدیگر نیز یاری دهند و بدون نگرانی از اینکه نظراتشان به تمسخر گرفته شود، در آموزش سهیم شوند.

5- معلم راهنما و همراه بچه هاست.

معلم به جای تلقین مطالب درسی، بچه ها را راهنمایی و آن ها را در فرایند یادگیری یاری و همراهی می کند و با مشاهده و ثبت دقیق فعالیت های دانش آموزان و نتایج آن ها و نیز احوال و احساسات آن ها و در تمامی مراحل یادگیری، زمینه ها و امکانات رفع مشکلات و نقایص یادگیری بچه ها و قضاوتی روشن و منصفانه از پیشرفت آن ها در این درس را فراهم می کند.

6- معلم با محیط زندگی و والدین بچه ها مرتبط است.

معلم آگاه، موضوع هر درس را به معلومات و تجارب قبلی شاگردان پیوند می دهد و با گسترش دادن دامنه ی محیط یادگیری از مدرسه به خانه ی شاگردان، روابطی همکارانه با والدین برقرار می سازد و این روابط را استمرار می بخشد و از این راه، مشارکت فعالانه والدین را در یادگیری فرزندانشان تشویق می کند.

نقش والدین:

1- والدین برای ایجاد شرایط مناسب برای یادگیری کودکان تلاش می کنند.

از مهمترین کمک های اولیا به بچه ها، مراقبت و دور کردن آنها از شرایطی است که برای یادگیریشان ایجاد مزاحمت و تناقض می کند، مثلا ایجاد محیط فیزیکی نامناسب برای یادگیری یا طرح برخی سؤالات نامناسب با سن بچه ها.

2- والدین برای خلق موقعیت های مناسب برای جست و جو و تجربه کردن کودکان تلاش می کنند.

به والدین توصیه می شود اکیداً از ارائه ی شتاب زده و زودتر از موقع اصل مطلب و نتیجه ی بحث به کودکانشان خودداری نموده و بگذارند کودک، خود برای رسیدن به نتیجه تلاش کند.

3- والدین در کودکان ایجاد شوق و انگیزه می کنند.

اولیا می توانند در کودکان خود برای پاسخگویی به سؤالات، برای فکر کردن، برای طرح سؤال ، برای پیشنهاد کردن برای مشارکت. برای فعالیت خلاق و .... ذوق و شوق ایجاد کنند. از جمله جلب توجه کودک به پدیده های مختلف و وقایع پیرامون او و یا اهمیت دادن بزرگترها به فعالیت های کودکان از راه های ایجاد ذوق و شوق در آنهاست.

4- والدین با معلم در ارتباط مؤثر برقرار می کنند.

انتقال نقاط قوت و ضعف کلاس، معلم دانش آموز، توسط اولیا و گفت و گوی صمیمی با آموزگار در این موارد، همیشه می تواند به پیشبرد هر چه بهتر اهداف و برنامه های درسی کمک های شایانی کند.

نقش محتوا:

محتوا چیست؟ با آن که عمده ی محتوا، همان است که به وسیله ی برنامه ریزان طراحی و به وسیله ی مؤلف، انتخاب و سازماندهی می گردد، اما تمام محتوا این نیست. در فرایند آموزش، آن چه معلم برای تدریس پیش بینی نموده است و در ضمن تدریس بروز و جلوه می کند، همچنین آنچه از تعامل دانش آموزان با یکدیگر حاصل می شود، بخشی از محتوا را تشکیل می دهد یعنی علاوه بر مفاهیم و مهارتها و نگرشهایی که تهیه کنندگان محتوای برنامه ی درسی در نظر گرفته اند. رابطه معلم با دانش آموزان و رابطه دانش آموزان با یکدیگر نیز منشأ بخشی دیگر از محتواست. اما چون قابل پیش بینی و کنترل نیست در بحث برنامه ریزی کمتر مورد توجه قرار می گیرد.

شکل های محتوا:

نوشتاری – عکس – فعالیت های خارج از مدرسه – تصاویر

نقش محتوا در برنامه های سنتی و جدید:

در برنامه های سنتی، محتوای آموزشی به متون درسی منحصر و محدود می شود و معلمین تمام هم و غم خود را بر آن می گذارند که آن مطالب را دقیقا  و مو به مو تدریس کنند، اما در برنامه جدید تربیت دینی با توجه به تغییراتی که در تلقی نسبت به محتوای آموزشی، نقش و اهمیت آن در فرایند آموزش و یادگیری و نیز سطح دانش و مهارت های معلمان رخ داده، محتوای آموزشی تنها به متون مکتوب کتاب های درسی منحصر نمی شود. تصاویر «هدیه های آسمان» فعالیت های کتاب کار و مطالب راهنمای معلم، هر کدام به سهم خود بخش از محتوای برنامه را تشکیل می دهند به این ترتیب ، استفاده از محتوا از خود آن، اهمیت بیشتری پیدا می کند و مبدل به یک وسیله می شود و نه هدف.

هدف، چیزی است که به وسیله محتوا تحقق می یابد.

نقش محتوا در برنامه جدید تعلیم وتربیت دینی:

در برنامه جدید تعلیم و تربیت دینی، محتوا در کنار هدف روش های تدریس و ارزشیابی از ارکان برنامه درسی به شمار می آید.

نقش فعالیت های یاددهی – یادگیری.

در برنامه جدید تعلیم و تربیت دینی. فعالیت های یاددهی – یادگیری اصطلاحی است که به کلیه پرسش ها و پاسخ ها و گفتگو ها ، تمرین ها، کارهای هنری، بازدیدها، ارتباطات و در یک کلام، تمام تلاش های معلم و یادگیرنده برای آموختن دروس اطلاق می شود.

نقش محیط(غیر انسانی)

محیط اعم از فضای کلاس، نحوه ی چینش صندلی ها، تصاویر نصب شده بر روی دیوار ، رنگ کلاس ، ... حتی بوهایی که بچه ها ضمن تدریس معلم استشمام می کنند و صداهایی که می شنوند، جزء عوامل مؤثر محیطی هستند، معلمین می توانند با تغییراتی که در موارد ذکر شده می دهند اعمال نظر و سلیقه کنند و یا از محیط های دیگری نظیر حیاط مدرسه ، پارک ها و بویژه فضاهای طبیعی، استفاده ی فراوان ببرند، تربیت دینی بیش از هر جا، به محیط های بکر و زیبای طبیعی نیاز دارد.

نقش ارزشیابی:

ارزشیابی به عنوان مهمترین بخش در فرایند آموزش، از آن جهت قابل توجه است که آیینه ی تمام نمای همه ی زحماتی است که یادگیرنده و عوامل یاددهنده برای رسیدن به اهداف آموزشی متحمل می شوند و نشان دهنده ی میزان پیشرفت دانش آموزان و نیز میزان توانایی ها و موفقیت معلم، برنامه ریزان و مؤلفان است.

شیوه های ارزشیابی در این برنامه ، ضمن از نظر دور نداشتن واقعیت هایی که نظام ارزشیابی فعلی محصول آن ها به شمار می آید با تکیه بر دیدگاه های نوین روان شناسی تربیتی، و با در نظر داشتن روش های ارزشیابی متناسب با رویکرد های جدید در تربیت دینی ، تنظیم گردیده است.

اهداف کلی تعلیم و تربیت دینی در دوره ی ابتدایی

* الف: قلمرو دانش و اطلاعات

1- آشنایی با مهربانی، بخشندگی، دانایی، توانایی و یگانگی خداوند

2- آشنایی با معنا و مفهوم ساده ی پیامبری و امامت

3- آشنایی با معنا و مفهوم ساده ی معاد و جهان آخرت

4- آشنایی با امور اخلاقی و آداب اسلامی مورد نیاز در زندگی کودک

5- آگاهی با برخی از مهم ترین مراسم اجتماعی دین اسلام وانقلاب اسلامی

6- دانستن برخی از اطلاعات اولیه و ساده ی قرآنی

7- دانستن برخی از احکام شرعی مورد نیاز کودک

* ب: قلمرو گرایش ها و عواطف

1- محبت و علاقه مندی نسبت به خداوند

2- محبت و احترام نسبت به پیامبران، معصومین علیهم السلام و اولیای دین

3- گرایش نسبت به انجام کارهای نیک و دوری از بدی

4- تمایل به انجام آداب اسلامی و دستورات اخلاقی اسلام

5- گرایش و علاقه مندی به مشارکت در مراسم دینی و مراسم مربوط به انقلاب اسلامی

6- علاقمندی نسبت به تلاوت و فهم قرآن کریم

7- تمایل به عمل به احکام شرعی

* ج : قلمرو مهارت و عمل

1- ارتباط با خدا از طریق دعا و نماز

2- تلاش برای درس گرفتن از سیره ی پیامبران وائمه ی معصومین صلوات الله علیهم

3- تلاش برای انجام کارهای نیک، آداب دینی و دستورات اخلاقی ودوری از بدی ها

4- همکاری و مشارکت در برپایی مراسم دینی و انقلاب اسلامی

5- تلاش برای قرائت و فهم قرآن

6- تلاش برای عمل به احکام شرعی

 

نــمـونه تـدریـس

استفاده از راهبرد یاددهی – یادگیری بدیعه پردازی

در تدریس «هدیه های آسمان»

فرصتی برای تفکر                             «محمد تقی معتمدی تلاوکی»

                                                                        «محمد رضا احمدی»

                                                               «رشد آموزش ابتدائی اسفند 85»

 

اشاره

زمانی تعداد کل روش های تدریس و راهبردهای یاددهی – یادگیری به سختی بالغ برده – پانزده مورد می شد. ولی اکنون بیش از 50 راهبرد یاددهی – شناخته شده و روشمند در حوزه ی روش های تدریس وجود دارند . متخصصان برنامه ریزی درسی معتقدند، هر قدر معلمان با روش های بیشتری آشنا باشند ، قدرت تصمیم گیری و درجه ی استقلال آنان در کلاس های درس افزایش خواهد یافت . تصور کنید، معلمی را که همواره فقط تعداد محدودی از روش ها را در کار تدریس به کار می برد و معلم دیگری را که به دلیل آشنایی با روش های بیشتر، از انعطاف  بیشتری در فرآیند یاددهی- برخوردار است.

درس هدیه های آسمان، از دروسی است که اساساً هنگام تألیف ، مولفان به فکر آن بوده اند، محتوا را طوری سامان دهی کنند که آموزگاران  در هنگام تدریس بتوانند از روش های گوناگون شناخته شده و در دسترس ،بیشترین استفاده را ببرند.

به منظور آشنا ساختن آموزگاران با راهبردهای یاددهی- یادگیری جدید، سناریوی آموزشی درس هفدهم از کتاب هدیه های آسمان پایه ی پنجم را که با بهره گیری از راهبرد بدیعه پردازی به نگارش درآمده است، در پی می آوریم. امیدواریم روز به روز شاهد گسترش روشهای جدید در سطح کلاسهای درس باشیم.

در این راهبرد بدیعه پردازی، معمولاً از سه نوع قیاس استفاده می شود:

الف ) قیاس مستقیم : زمانی است که از شاگردان می خواهیم تصورات و احساسات خود را نسبت به موضوع بیان کنند. در واقع مقایسه ی ساده ی دو موجود یا دو مفهوم است. در این مقایسه ، لزوماً نباید تمام عوامل یکسان و همسان باشند. در این قیاس ، شاگردان موقعیت موجود را به موقعیتی دیگر تشبیه می کنند. در این بازی خیالی، برابری عقل و عاطفه به لذت درک عمیق  تر مفهوم، کاربردی کردن و پردازش عناصر تشکیل دهنده کمک می کند. مثلاً می توان جامعه را به یک اتومبیل تشبیه کرد که بر اساس آن فرض می شود، هر قطعه ی اتومبیل تشبیه کرد که بر اساس آن فرض می شود، هر قطعه ی اتومبیل تشبیه کرد که بر اساس آن فرض می شود، هر قطعه ی اتومبیل یک فرد جامعه است. کار طراحی اجزای ماشین، مشابه کار آموزش و پرورش است و نداشتن بنزین به معنای فقدان آزادی است.

ب) قیاس شخصی : وقتی است که شاگردان خود را به جای مفهومی مشخص قرار می دهند و احساسات به وجود آمده را توصیف کنند. این قیاس نوعی همانند سازی شخصی با پدیده ای دیگر است؛ مانند این است که انسان خود را به جای موجودی زنده و یا شیء دیگری قرار دهد و در این تخیل احساس خود را  توصیف کند و با تمام احساس و عواطف خود به درون فضایی برود که هرگز تجربه نکرده است. در این حالت، او باید از وجود واقعی خود فارغ شود و در چالش تجربه ای تخیلی ، به فراخنای اندیشه و سیالی فکری و کلامی خویش بیفزاید. برای مثال، به شاگردان آموزش داده می شود که خود را یک درخت جنگلی در فصل پاییز تصور کنند. این درخت در آن فصل برگ ریزان چه احساسی دارد ؟   با وزش هر نسیم چه بر سرش می آید ؟ و ...

ج) تعارض فشرده ( یا قیاس فشرده ) : زمانی است که از شاگردان می خواهیم از میان کلمات خود و دوستانشان قیاس هایی را که با یکدیگر در تضاد هستند پیدا کنند؛ یعنی کلمات  ضد و نقیض را توصیف کنند: مانند زشت # زیبا. تعارض فشرده ، طبق نظر گوردون، وسیع ترین بینش را درباره ی موضوعی جدید به وجود می آورد. در این قیاس، هر قدر فاصله ی بین ذهنیات بیشتر باشد، انعطاف پذیری ذهنی بیشتری ایجاد می شود. به طور کلی، دو راهبرد مبتنی بر روش بدیعه دپردازی وجود دارد :

1. خلق چیزی جدید : این راهبرد به دنبال  آن است تا به شاگردان کمک کند که نظریات قدیمی را در پرتوی خلاقیتی بیشتر، به صورت جدید ببینند. از این راهبرد، اکثراً برای تدریس درس انشا استفاده می شود، زیرا بیش از هر درس دیگری به پرورش تصورات  ذهنی برای خلق چیز جدید نیاز دارد.

2. غریب را آشنا ساختن : از این راهبرد می توان به منظور آموزش مطالب جدید و بهره گیری از تصورات، تمرینات و آموخته های گذشته در یادگیری تازه استفاده کرد و عقاید جدید و تازه را به کمک آن معنادار کرد.  

در هر دو راهبرد، از سه نوع قیاس استفاده می شود ، ولی تفاوت ان ها در هدف ها، مراحل تدریس و عکس العمل هاست.

آموزشی

پرورشی

1-     توان حل مسئله

2-     ابراز تفکر استعاره ای

3-     افزایش ظرفیت کلی خلاقیت

4-     هم بستگی و بارآوری گروهی.

1-     پیشرفت برنامه ی تحصیلی

2-     دلیری

3-     عزت نفس

 
به گام های الگوی بدیعه پردازی در جداول زیر توجه کنید :

راهبرد اول : خلق چیزی جدید

بررسی مجدد وظیفه ی اولیه

 

قیاس مستقیم

 

تعارض یا قیاس فشرده

 

قیاس شخصی

 

قیاس مستقیم

 

 

قیاس مستقیم

 

         راهبرد اول

توصیف وضعیت موجود

         درس برای خلق                           

 قیاس مستقیم

 

 

قیاس شخصی

 

 

مقایسه ی قیاس ها

 

توضیح تفاوت ها

 

اکتشاف

قیاس زایی

 

داده های واقعی

راهبرد دوم : غریب را آشنا ساختن

سناریوی درس هفدهم ، هدیه های آسمان پنجم

عنوان درس: آخرین برگ ها

نام الگو: بدیعه پردازی ، راهبرد اول (خلق چیزی جدید)

معلم تصویری را به دانش آموزان نشان می دهد. (تصویر تک درختی جوان که اندک برگی روی آن باقی مانده است).

گام اول: توصیف وضعیت موجود

معلم: بچه ها درباره ی این تصویر در گروه خود با یکدیگر بحث کنید(معلم فرصت لازم را می دهد).

معلم: اگر بخواهید این تصویر را در یک کلمه توصیف کنید، چه می گویید؟ (لطفاً فهرست کنید.)

دانش آموزان فهرست گروهی خود را بیان می کنند. معلم روی تابلو می نویسد:

به نام خدا

زمستان               تنهایی                        شاخه ی خشک نسیم                   نشاط

آب                     جنگل                         برف               شادابی                     بهار

مرگ                   دشت                          سرما              پرنده                  بی برگ            

زندگی دوباره خورشید                              خواب             میوه                                      

معلم: آفرین بر شما. متوجه شدیم که این تصویر برای هر کدام از شما یادآور کلماتی است. امروز می خواهیم برای این درخت یک شخصیت بسازیم. بیاییم به تک درخت جوان جور دیگری نگاه کنیم.

گام دوم: قیاس مستقیم

معلم: بچه ها، لطفاً برای چند لحظه سرتان را روی نیمکت بگذارید ، در سکوت به این درخت جوان، جان بدهید و به عنوان یک انسان به او نگاه کنید ؛ با تمام خصوصیات یک انسان.

 

معلم فرصت بیان آزاد، خلاق و غیر معقول را به دانش آموزان می دهد. دانش آموزان بعد از چند لحظه تفکر پاسخ می دهند و معلم روی تابلو می نویسد:

به نام خدا

از تنهایی می میرد.          امید خود را ازدست می دهد             غصه می خورد چرا غذا جمع نکرده است.

غمگین است.                 در آرزوی رفیقی است.                    به فکر تشنگی می افتد.

امیدوار است.                  با خودش حرف می زند.                  از گرسنگی می ترسد.

از زمستان می ترسد.        به یاد گذشته ها می افتد.                از گرسنگی می ترسد.

از زمستان می ترسد.        به یاد گذشته ها می افتد.                به مرگ فکر می کند.

به فکر زنده ماندن است. حسرت گذشته را می خورد. به فکر بهار است.

                                                                                                از مردن نمی ترسد.                                               

معلم: بچه ها شما در این قیاس با جانشین کردن انسان به جای درخت جوان ، به برخی از ویژگی ها و احساسات انسانی که تنها بود، پرداختید. حالا به نظر شما عجیب ترین یا جالب ترین مقایسه ای که انجام شده ، کدام یک است.

شاگردان بعد از مشورت با هم گروه ها و بحث و تبادل نظر با گرو های دیگر ، قیاس خود را برمی گزینند و معلم آن را روی تابلو می نویسد (مثلاً نمونه زیر را):

 

به نام خدا

                                     انسانی که از مرگ نمی ترسد.

 

معلم : بچه ها، به نظر شما این انسان چرا از مرگ نمی هراسد، مگر چه کاری انجام داده است؟ چرا به زندگی امیدوار است ؟ شاگردان پس از مشورت در گروه پاسخ مس دهند و می گویند. معلم نظر دانش آموزان را روی تابلو می نویسد.

به نام خدا

زندگی را مثل زمستان و بهار می داند. (گروه 1)

کارهای خوب زیادی انجام داده است. (گروه 2)

به آرزوهای خود رسیده است. (گروه 3)

خود را قوی می داند.(گروه 4)

به خدا ایمان دارد. (گروه 1)

خدا او را کمک می کند. (گروه 4)

به دیگران کمک کرده است. (گروه 2)

گام سوم: قیاس شخصی

معلم : حالا خودتان را جای انسانی بگذارید که از مردن نمی ترسد و احساستان را بیان کنید. (انفرادی)

معلم به دانش آموز فرصت تفکر برای بیان خلاق را می دهد. دانش آموزان پس از مهلت تعیین شده، تصورات خود را بیان می کنند و معلم آن ها را روی تابلو می نویسد.

به نام خدا

احساس شادی می کردم.                 دیگران را به خوبی دعوت می کنم.

تا آخر عمر به تلاشم ادامه می دادم.    با همه مهربانی می کردم.

تا می توانم به مردم خدمت می کنم.   به فقیران کمک می کردم.

عبادت می کنم.                             از وطنم دفاع می کردم.

گام چهارم: قیاس فشرده(تعارض فشرده)

معلم: بچه ها به مراحل قبلی برگردید؛ جایی که به درخت جوان تنها، به مانند یک انسان نگاه کردید و بعد خود را جای آن قرار دادید. حالا کلماتی را که در آن جا با هم در تضاد بودند، پیدا و بیان کنید.

دانش آموزان بعد از مرور مراحل انجام شده پاسخ می دهند.

امید  ناامیدی         غمگین شاد          مرگ زندگی       مردن  زنده بودن     زمستان   بهار

معلم: کدام یک از موارد متضاد، بیشتر شما را به فکر کردن وا می دارد؟

دانش آموزان پس از تفکر و توافق گروهی ، این کلمات متضاد را برمی گزینند: مرگ  زندگی

معلم : بچه ها ، قبل از این بحث گروهی را ارائه بدهیم، یک بار متن درس را برای خود بخوانید.

گام پنجم: قیاس مستقیم

معلم: بچه ها فکر می کنید چه ارتباطی بین تصویری که در ابتدا دیده اید (درخت جوان تنها) و مرگ و زندگی وجود دارد؟ چه کسانی وقتی که بخوابند یا بمیرند یا دوباره زنده شوند ، باز هم مثل درختی پربار هستند؟ (سؤالات قسمت بیندیش و کامل کن کتاب).

شاگردان پس از مشورت و تبادل نظر پاسخ می دهند و معلم نظرات گروه ها را روی تابلو می نویسد.

به نام خدا

پاسخ سؤال اول

گروه 1 . درخت تنها به مانند انسانی است که در زندگی تنها مانده است.

گروه 2 . انسانی که در زندگی به خدا ایمان دارد ، همانند درخت دوباره زنده می شود.

گروه 3 . همان طور که درخت در بهار دوباره جان می گیرد ، انسان هم دوباره زنده می شود و مرگ پایان زندگی او نیست.

پاسخ سؤال دوم

 گروه 1 . کسانی که به مردم خدمت کرده اند.

گروه 2 . کسانی که به یاد خداوند بوده اند.

گروه 3 . کسانی که به پدر و مادرشان احترام می کردند.

گروه 4 . کسانی که عبادت کردند و در راه خدا جنگیدند.

گام ششم: بررسی مجدد وظیفه ی اولیه

معلم : بچه ها ، با توجه به تجربه هایی که امروز کسب کرده اید و بحث و تبادل نظرهایی که داشته اید، درباره ی این موضوع که روی تابلو نوشته ام، انشایی بنویسید و برای جلسه ی بعد ارائه کنید.

معلم: حالا کتاب خود را باز کنید تا با همکاری هم، فعالیت های تصویر خوانی و گفتگو را انجام دهیم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/29ساعت 14:9  توسط علیایی ـ بهشتی  |