سنجش و ارزشيابي
اثرات جنبي سنجش و ارزشيابي
تأثير تمرينهاي سنجش بر رويكردهاي يادگيري و پيامدهاي يادگيري دانشآموزان اغلب به طور ساده انگارانهاي كم برآورد ميشود. در واقع در زمينة سنجش و ارزشيابي دانشآموزان، نه تنها پيامدهاي قصد نشده بلكه عوارض جنبي نيز وجود دارد. نظرية ارزندهاي توسط رونتري مطرح شده كه هشت اثر جنبي سنجش و ارزشيابي كه خلاصة آنها در زير آمده است را شرح ميدهد:
1. جنبههاي پيش داورانة سنجش، كه در آن شاگردان توسط معلمان خود به طور كليشهاي داراي سطوح معيني ازتوانايي در نظر گرفته ميشوند.
2. اثرات آگاهي از ارزشيابي شدن بر دانشآموزان، موجب ميشود عملكرد آنها به طور دلبخواهي پيشگويي شود يا كنجكاوي طبيعي آنها را محدود ميكند و آنها را نسبت به چيزي كه بايد ارزشيابي شود بر ميانگيزاند.
3. پاداشهاي بيروني ارزشيابي، كه به موجب آن دانشآموزاني كه از روشها و رويههاي موجود اطلاع دارند، ياد ميگيرند سيستم را به بازي بگيرند و به ميل و گزينش خود موضوعات و مهارتهايي را از طريق كمينه ساختن مخاطرات و بيشينه ساختن نتايج تلاش خود ناديده بگيرند.
4. جنبههاي رقابتي ارزشيابي، از اين حيث كه بسياري از نظامهاي نمرهدهي رقابتي هستند. براي نمونه وقتي قرار باشد تنها 10 درصد از دانشآموزان به عنوان ممتاز پذيرفته شوند، آن گاه اگر گروه هم دورهاي بسيار توانمند باشد، تشويق كافي براي همة آنها وجود نخواهد داشت. به عقيدة رونتري شاگردان معمولا" به اين باور ميرسند كه همة آنها نميتوانند به سطح بالايي از يادگيري نائل شوند.
5. جنبههاي كاغذ بازي ارزشيابي، به گونهاي كه ابزاري براي خط مشي و در عوض به منظور حفظ يك استاندارد از پيش تعيين شده و همچنين فرديت زدايي فرايند طرح ريزي ميشود.
6. ماهيت فنون اختصاصي ارزشيابي، به اين معني كه بسياري از يادگيرندگان با انواع روشهاي ارزشيابي عملكرد كه براي آنها به كار ميرود تناسب و سنخيت ندارند.
7. نمره دادن، به اين دليل كه "نمرات" همة آنچه كه در مورد عملكرد شاگردان در گسترة مهارتها و تواناييهايشان معلوم شده را به يك سطح ساده تقليل ميدهد.
8. گزارش نتايج ارزشيابي، به اين معني كه هميشه شاخص صحيحي از عملكرد يا توانايي در جامعه بزرگتر محسوب نميشوند.
گسترة آثار جنبيارزشيابي، از اين جهت كه رو در رو شدن با چالشهاي واقعي معلمان را دربر دارد، به زحمتش ميارزد. براي اين كه ارزشيابي از ديد يادگيرنده نگريسته شود چگونه بايد عمل شود؟ به اين خاطر بسياري از مسائل ناشي از ارزشيابي به منصفانه بودن و مناسبت داشتن آن مربوط ميشود. براي مطمئن شدن از انصاف و مناسبت ارزشيابي چه كارهايي ميتوان انجام داد؟ مؤلفان كتاب سنجش دانشآموز(دان و همكاران،2004)، بر اين عقيده اصرار ميورزند كه ارزشيابي بايد با فعاليتهاي ياددهي- يادگيري در يك دورة آموزشي كاملا" هماهنگ و هم سو باشد. اگر تكاليف ارزشيابي با پيامدهاي يادگيري موردانتظار (مطلوب) يا با آنچه شاگردان در فعاليتهاي يادگيري خود انجام ميدهند هماهنگ و همسو نباشد، چگونه ميتوان فعاليتهاي ياددهي و يادگيري را با هم سازگار كرد؟ سازگاركردن اين فرايندها در صورتي آسان خواهد بود كه خود را در قبال تنظيم وظايف ارزشيابي متعهد و مسئول بدانيم. اما اگر فردي ديگر تكاليف ارزشيابي را وضع نمايد چه خواهد شد؟ در قلب اين چالشها، آماده سازي معلمان براي ايجاد محيطها و فضاهاي مناسب يادگيري قرار دارد به گونهاي كه براي جستجوي بامعنا، پاداش قائل شوند و از رويكردهاي سطحي يا رونوشت برداري در تكاليف ارزشيابي اجتناب كنند. لازمة اين كار، درك صحيح و هماهنگ يادگيري- و ارزشيابي- توسط معلم و يادگيرنده است.