استقبال از كارنامه فرزندان

محروميت  و تحريم از علايق، از توجه فراگيرندگان به علم آموزي مي‌كاهد و خسارت‌هاي جبران‌ناپذيري در افراد ايجاد مي‌نمايد

كارنامه، به نوعي نشانگر پايان سال تحصيلي است؛ نمايشگري كه زحمات يك ساله دانش‌آموزان و البته معلمان را نشان مي‌دهد. كارنامه مي‌تواند با سامانه‌اي در نظر گرفتن نظام آموزش و پرورش و فرآيند ياددهي – يادگيري، سر آغاز دوره جديد آموزش نيز تلقي شود.حاصل تلاش معلمان، اوليا و بويژه دانش‌آموزان پس از طي 9 ماه از سال تحصيلي با ارايه كارنامه آنان منعكس مي‌شود كه اين هم جزيي از موقعيت‌هاي حساس زندگي دانش‌آموز است.

 ايام دريافت كارنامه پس از امتحانات خرداد ماه، آبستن تحولات و رخدادهاي مختلفي است و بعضاً به بحران‌هاي مهمي در خانواده تبديل مي‌شود.

 نگراني‌ها و انتظارات قبل از صدور كارنامه‌ها و واقعيت‌هاي پس از آن، فضايي ناامن و صحنه‌هاي ناشايستي در خانواده‌ها ايجاد مي‌كند و ايام تعطيلات تابستاني را تلخ مي‌نمايد. در حالي كه بايد روز برداشت محصول و چيدن ميوه‌هاي علم، روزي با نشاط و شاداب باشد.

واقعاً چه عواملي موجب بروز اين معضلات مي‌شود؟

 پاسخ را بايد در نگرش و عقايد حاكم بر خانواده‌ها و مدارس جستجو كرد. بازخورد رفتارهاي اطرافيان دانش‌آموزان منجر به ايجاد فضاي ناآرام و تشويش خاطر آنان مي‌شود و بايد براي تلطيف آن فرهنگ‌سازي شود.

 براي كاهش نگراني‌ها و كنترل بحران كارنامه‌ها، مواردي به اين شرح پيشنهاد مي‌شود:

1 – نبايد بيش از حد به نمرات دانش‌آموزان حساسيت نشان داد. بايد بپذيريم كه تربيت و آموزش و ميزان كارايي آن فقط از طريق تعدادي نمره نمايان نمي‌شود و ممكن است بخشي از نمرات كسب نشده به واسطه بي‌دقتي يا بروز مشكل از ناحيه طرح سؤالات باشد. لذا عملكرد واقعي دانش‌آموزان در رفتارها، نگرش‌ها و مهارت‌هاي زندگي متجلي مي‌شود. بيست‌گرايي و حساس ساختن فراگيران به نمره 20 نيز تبعات نامناسبي برذهن و روان فراگيران دارد.

 2 – از مقايسه نمرات دانش‌آموزان با ديگران پرهيز شود. امام علي (ع) مي‌فرمايند: «خير انسان در تفاوت‌هاي فردي است.» دانش‌آموزان توانايي‌هاي متفاوتي دارند و قرار نيست همه عين هم باشند. لذا مقايسه كردن موجب كاهش اعتماد به نفس، حسادت و ناراحتي آنان مي‌شود. بنابراين نبايد به مقايسه آنان با اقوام و ديگران مبادرت شود. مي‌بايستي دانش‌آموز را نسبت به شرايط خود و وضعيت قبلي خود مقايسه كرد و روند پيشرفت و يا عدم آن را جستجو كرد.

 3 – دانش‌آموزان هر نمره‌اي كه بگيرند، قابل تقديرند. اگر دانش‌آموز نسبت به عملكردهاي قبلي خود رشد داشته باشد، با هر نمره‌اي قابل تقدير است. نبايد تشويق صرفاً در يك گستره رقابتي انجام شود، بلكه اگر نقاط ضعف دانش‌آموز نسبت به قبل رفع شده باشد، شايسته تشويق است.

بي‌توجه بودن به دانش‌آموزان و طرد كردن آنان مشكل را وارد يك مرحله پيشرفته‌تر مي‌كند، اتفاقاً دانش‌آموزاني كه ضعف درسي دارند بايد كانون توجه خانواده قرار گيرند نه اينكه تهديد شوند و محروميت‌هاي مضاعف درباره آنان اعمال گردد.

 4 – نبايد به واسطه نمرات كمتر از انتظار، دانش‌آموزان را از نظر تفريح و تفنن تحريم كرد و بالعكس بايد آنان از اوقات فراغت براي جبران نقايص‌ خويش استفاده كنند. محروميت و تحريم از علايق، از توجه فراگيرندگان به علم آموزي مي‌كاهد و خسارت‌هاي جبران‌ناپذيري در افراد ايجاد مي‌نمايد.

 5 – انتظارات اوليا، از فرزندان بايد واقع‌بينانه باشد. ما بايد براساس توان و ظرفيت فرزندان خود انتظار داشته باشيم. اگر اين انتظارات قبل از امتحانات ابراز شود، دانش‌آموز را مضطرب خواهد كرد.

به عنوان مثال دانش‌آموزي كه در حد نمره 19 و 20 نباشد، از او انتظار آن را نبايد داشت. اگر قبل از دريافت كارنامه به او گفته شود كه بايد همه نمرات شما 20 باشد و در عمل چنين اتفاق نيافتد، او با اضطراب كامل منتظر واكنش اوليا خواهد بود.

 6 – توصيه مي‌شود كه به جاي تهديد و تضعيف فرزندان، طي نشستي با اعضاي خانواده علل و دلايل ضعف او بررسي شود و راه‌حل‌هاي تكميلي و اصلاحي ارايه گردد و در محيطي آرام، آسيب‌شناسي و براساس دلايل افت تحصيلي به چاره‌جويي بپردازند.

منوچهر فضلي‌خاني